رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 17 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

29 اسفند بوی عیدی

مثل باران چشمهایت دیدنی است ، شهر خاموش نگاهت دیدنی ست ، زندگانی معنی لبخند توست ، خنده هایت بی نهایت دیدنی ست...         من از تمام  اسمان یه باران را میخواهم  و از تمام زمین یه جاده را  واز تمام تو یک دست  که در دست من قفل شده است    پسر نازم خیلی دوستت دارم .    ما امسال برای رادوین یه کارت پستال  درست کردیم و به هر مهمونی اون رو هدیه میدیم    یه روی  کارت    پشت کارت    متن داخل کارت    در اخر      ...
29 اسفند 1392

احرین روزهای زمستونی ما

  سلااااااااام  خوبید خوشید ؟ امیدوارم که این روزهای اخر سال    به شادی و خوشی بگذره   این چند روزه  هم  ما بدو بدوی  کارهامون رو داشتیم میکردیم .  پنجشنبه ایی سونیا و اردلان و المیرا مهمونمون بودن و در کنار هم بهمون  خوش گذشت .   رادوین و المیرا  هم با هم به خوبی کنار میومدن  ولی گاهی اوقات  یه اختلاف کوچیکی پیدا میکردن و با مذاکره بزرگتر این اختلاف به پایان میرسید           امسال هم مثل پارسال  دارم یه کارایی برای رادوین انجام  میدم   پارسال براش تقویم درست کردم   که همه  فامیل خیلی خو...
25 اسفند 1392

بدون عنوان

سلااااااااااااااااااام سلاممممممممم  این پست  رو میخوام از  شیطونیهای رادوین بنویسم    پسرم خیلییییییی خیلی شیطون شده   طوری که که دیگه   منه  صبور و پر  طاقت  دیگه کم  میارم    صبح که  بلند میشه  باید   با   خودم رو اماده کنم  تا بای یه پسر شیطون  بلا   بازی کنم . خیلیییییییییییی لذت بخشه که بشینی  ساعتها بازی کنی ولی گاهی اوقات رادوین جونم  به یه چیزی  کلید  میکنه     اون موقع هست که از نیروی امداد و کمکی  استفاده  میکنم و سریع رادوین رو میفرستم پایین .   از خوشحالی    پله ها رو ...
19 اسفند 1392

عکس 22 ماهگی

رادوین بهترین گل زندگیم هست .   رادوین هر جای باریکی رو که پیدا کنه دوست داره که از اون  مسیر بره .    رادوین و باباش  تو مطب دندانپزشکی      قربون اون  خواب شیرینت .          دیروز صبح  گواهینامه ام رسید   حسابی خوشحال بودم      امروز رادوین با مادر شوهرم رفته بودن پارک  نزدیک خونمون .   خودم  رفتم دنبالشون  اوردم    ولی جلوی مادرشوهری استرس گرفته بودم   چون خودش 30 ساله که رانندگی میکنه .    میترسیدم سوتی بدم  و ضایع بشم&...
16 اسفند 1392

22 ماهگی پسرم

 سلاااااااااااااااااااااام  خوبید ؟  خداا رو شکر ما هم خوبیم   چند رو ز بود که نتونستم بیام  تو نت  چون دیگه خودتون میدونید دیگه این روزهاااا همه مشغول  کارهای خودشون هستن  منم که امسال حسابی   یه خانم  زرنگ  به تمام معنا شده بودم .  از هر کس میپرسم کارها خونه تکونی  رو  کردی میگه  واییییییییییییییی نههههههههههههه .    از همه زرنگ تر بودم  خودم و احسان دوتایی با هم   تمیز کردیم  پروژه پرده شستن خیلی سخت بود البته  پرده پذیرایی خیلییییییییی  سخت  بود   به قدری  مشکل بود که نصاب میگفت200 تومن میگیرم  میام ب...
13 اسفند 1392

رادوینم این رو بدون که

فرقی نمی کند مرد باشی یا زن جفتت را که پیدا کردی بگذار نفس بکشد، نفس بکشی، به او نچسب! بگذار خودش باشد خودت باشی، نخواه سوال پس بدهد، زیاد هم جواب پس نده و به یادِ هم بیاورید که آنقدر اعتماد و اعتقاد بوده که ما را کنار هم نشانده! فرقی نمی کند مرد باشی یا زن همین که در کنارش آرامی، همین که دلت همیشه برایش تنگ‌ست حتی اگر کنارش هستی و همین که برایت ارزشمندست، کافیست تا زیاد به او نچسبی، سین جینش نکنی و جواب پس ندهی! فرقی نمی کند مرد باشی یا زن جفتت را که پیدا کردی مثل کسی باش که شنهای کنار ساحل را برای نگه داشتن در کف دستهایش، مشت نمی‌کند چون می‌داند از لای انگشتانش سُر می‌خورند پایین... اگر خواستی ماندن ...
7 اسفند 1392

روز مهندس

 سلام دوستای خوبم  و سلام به رادوین نانازم     پنجشنبه ایی عمه جونم  تماس گرفت  و ما رو  دعوت کرد خونشون کرج   بعد از چند سال بود که  میرفتیم خونشون .   خیلیییییییییییییییییییییییی بهمون خوش گذشت   مامان رفعت و  بابا  حسن  خاله نگین و  پوریا پسر عموم و یاسین و زن عموم هم با ما بودن  و شب رو اونجا موندیم و  جمعه بعد ازظهر با عمه ام رفتیم چهار راه  طالقانی   و یه گشت گذاری زدیم اومدیم خونه و راهی خونه خودمون شدیم   خیلی خسته بودم  اخه  پنجشنبه ایی  تا 4:30  صبح همه بیدار بودیم  جز رادوین   ...
6 اسفند 1392

عید رو دوست دارم

  سلام دوستای خوبم و سلام به پسر ناناز خودم      نمیدونم نسبتی به سن و سال و گذر سال هست یا نه و جدیدا اینطور شده ؟؟؟؟؟    بچه که بودیم اووووووووووو چقدر باید میگذشت تا عید به همراه تموم بوهای خوبش برسه...      الان سنم بالاتر رفته؟؟؟؟ مشغله ها زیاد شده ؟؟؟ نمیدونی کی شب میشه کی روز؟؟    نمیدونم ...ولی میدونم متوجه نشدم کی اسفند شد...    و همیشه وقتی وارد اسفند میشیم زمان شتاب بیشتری میگیره ..تا تکون خوردیم شده امروز    6اسفند ...چند روز دیگه سال نو میشه؟؟؟    ولی من این روزها رو بخاطر هیجانی که در مردم ایجاد ...
6 اسفند 1392
1